تبلیغات
انجمن علمی نجوم و فیزیك - ایوانف و ساعت دیواری

ایوانف و ساعت دیواری

جمعه 1 مرداد 1389 03:55 بعد از ظهرنویسنده : فرهاد

 

سلام

با عرض معذرت از همه به دلیل اینكه دیروز قول داده بودم كه سوال هفتم رو بذارم اما اصلا دل و دماغ نداشتم كه بخوام تایپ كنم. اما امروز دیگه گفتم خیلی خیلی بد قولی نشه سوال رو گذاشتم.

 

این سوال شاید تا الان جالب ترین سوالی باشه كه می ذارم. پس اصلا در حلش شتاب نكنید.چون نیاز به دقت داره.وقتی كه حل كردین میدونین من چی میگم!

 

بازم ازتون معذرت میخوام و سعی می شه كه دیگه بدقولی نكنم و طبق برنامه پیش بریم.

جواب سوال هم اگه اتفاق خاصی پیش نیاد دوشنبه صبح میذارم.

منتظر جوابتون در بخش " پاسخ های شما " هستم:

 

 

ایوانف و ساعت دیواری

 

ایوانف به دنبال رییس خود می گردد.رییس او شخصیت بزرگی است كه در دفتر مجلل خود از همه نوع امكاناتی برخوردار است ؛ از جمله مبلمان راحت ، فرش ضخیم ، پرده های گران ، و در ضخیم ، كیپ و صدا گیر. معمولا وی در دفتر خود حضور ندارد. ایوانف در دفتر رییس خود را می گشاید و تك زنگ ساعت را می شنود. رییس در دفتر نیست. ایوانف دفتر را ترك می كند اما در را نمی بندد.

ایوانف در كمال تعجب متوجه می شود كه ساعت پس از نیم ساعت دیگر دوباره تك زنگی می نوازد. باز هم نیم ساعت دیگر همین اتفاق رخ می دهد و كماكان رییس در دفتر خود حضور ندارد. ایوانف بی تاب می شود. نیم ساعت دیگر صبر می كند و برای چهارمین بار تك زنگ ساعت را می شنود. منشی رییس كه حالا باز گشته است به او می گوید كه لحظاتی پیش از آن كه وی برای بار اول به دفتر مراجعه كند ، رییس برای صرف ناهار بیرون رفته بود. ایوانف می داند كه ساعت ، راس هر ساعت ، به تعداد عدد همان ساعت ، زنگ می زند و در هر نیم ساعت نیز تك زنگی به صدا در می آید.رییس در چه زمانی دفتر خود را ترك كرده بود؟

مساله را چند بار بخوانید و امكانات موجود در دفتر از جمله فرش ، مبلمان راحتی و مخصوصا درصدا گیر را فراموش نكنید.


آخرین ویرایش: پنجشنبه 29 فروردین 1392 06:53 بعد از ظهر

 
شنبه 1 مهر 1396 09:00 قبل از ظهر
It's going to be ending of mine day, except before end I am reading this fantastic post to improve my know-how.
دوشنبه 30 مرداد 1396 03:32 بعد از ظهر
Heya i'm for the first time here. I came across this board and I find It truly useful
& it helped me out much. I hope to give something back and aid others like you aided
me.
جمعه 6 مرداد 1396 07:56 بعد از ظهر
Does your website have a contact page? I'm having a tough time locating it but, I'd like to shoot you an email.
I've got some ideas for your blog you might be interested in hearing.
Either way, great website and I look forward to seeing it develop over time.
جمعه 1 اردیبهشت 1396 06:14 بعد از ظهر
Good day! This post could not be written any better! Reading
through this post reminds me of my good old room mate!

He always kept talking about this. I will forward this article to
him. Pretty sure he will have a good read.
Thank you for sharing!
جمعه 25 فروردین 1396 02:51 قبل از ظهر
Good day! Do you know if they make any plugins to assist with Search Engine Optimization? I'm trying to get my blog to rank for some targeted keywords but I'm not
seeing very good success. If you know of any please share.
Many thanks!
یکشنبه 1 آذر 1394 11:22 بعد از ظهر
میشه لطفا جواب اصلی را بگزارید،خاهش
شنبه 2 مرداد 1389 04:08 بعد از ظهر
شکیبا من چیزی که متوجه شدم اینه که ساعت 5/12 تک زنگ میزنه...
اگه منشیه هم با ایوانف لج باشه...یعنی منظورت اینه که رئیسش دیشب اتاقشو ترک کرده؟ اینم میشه. شاید اهمیتی نداره که ایوانف چه ساعتی درو باز کرده... اینکه مثل مساله ی نگهبانا یا طوطیه نیست مثل دنیای واقعیه... قرار نیست کسی همیشه توش راست بگه یا دروغ بگه.
فرهاد
استدلال دزستیه!!
شنبه 2 مرداد 1389 03:47 بعد از ظهر
این که گفتی هر نیم ساعت یه بار زنگ میزنه یعنی ساعت 12،12بار زنگ میزنه.ساعت 5/12هم 12 با میزنگه.درسته؟؟
خب حالا باید به این نکته ش توجه کنیم که ایوانف نگران رئیسش میشه؟یعنی خیلی دیر میکنه.(آخه کدوم آدم عاقلی نگران رئیسش میشه؟)
خب پس حتما آخرای ساعت 12 رسیده و چون درش صدا گیر بوده صدای ساعت رو درست نمیشنوه...مثلا فکر میکنه ساعت یکه.ولی خب تک زنگای بعدی رو که شنیده...
شاید درش خراب بوده و هی بازو بسته میشده واسه همین درست تک زنگا رو نمیشنیده
شایدم ساعتش خراب بوده
یه چیزی میگم دعوام نکنیا...شاید منشیه با ایوانف لج بوده و میخواسته دستش بندازهاصلا آقای رئیس اون روز مرخصی بوده
ولی یه حسی بهم میگه ساعت5/11ایوانف رفته توی اتاق رئیس و چند دقیقه قبلش هم رئیس اتاقشو ترک کرده بوده!
خب...همینا دیگهبه جواب اصلی رسیدم؟
فرهاد
اول جوابو غلط گفتی
بعد درست گفتی
بعد غلط گفتی
ساعت 5/12 یک بار می تکه!!
همون آخرای ساعت 12 درسته
شنبه 2 مرداد 1389 12:51 بعد از ظهر
خب دیگه... بعد نیم ساعت بعد تک زنگ رو میشنوه چون درو نبسته. بعدشم که ساعت یک میشه و یه بار زنگ میخوره. بعد دوباره یک و نیم میشه و تک زنگ میزنه. بعدشم که منشیه میاد... یعنی رئیسش چند ثانیه قبل از ساعت دوازده رفته ناهار. فقط یه مشکل. چرا بعد از این همه وقت برنگشته؟ یا خیلی شکموئه, یا یه بلایی سرش اومده. که دوباره میرسیم به همون چیزی که من گفتم. شبیه مسائل جناییه.
جدی نگیر... حالا جوابم درسته؟
فرهاد
کاملا درسته
شنبه 2 مرداد 1389 10:01 قبل از ظهر
نوشتی فرش زخیم...
ساعت 12 ایوانف سر زده به اتاق ولی دقیقا سر دوازدهمین زنگ درو باز کرده و بقیه ش رو نشنیده. غیر از این ایده ای ندارم.
فرهاد
خوبه.كامل ترش كن.
شنبه 2 مرداد 1389 10:00 قبل از ظهر
سلام خوبی ؟ من تازه اومدم از مسافرت اینجام که انگار کسی حال حوصله جواب دادن نداره من یه چیزایی فهمیدم ولی طولانیه خب به نظرم یه چیزش کمه به اندازه ی همان ساعت تک زنگ میزند! می بینیم که در مساله فقط هر نیم ساعت صدا تک زنگ میومده که دو حالت داره یا تک زنگ اولی نشانه ی ساعت یک بوده یا نه ساعت 12 بوده و ساعت اصلا تک زنگ نمی زده ولی پس این دره صداگیر چی بوده این وسط صدای تک زنگ چرا میومده
فرهاد
به به رسیدن بخیر
یكم بیشتر روی ساعت 12 فكر كن
شنبه 2 مرداد 1389 09:47 قبل از ظهر
این روزا هیچ هری پاتریستی دل و دماغ نداره
همیشه واسه تولد دنیل هیجان داشتم ولی امسال حتی واسش کامنت نذاشتم
الان که واقعا هیچی از سوال نفهمیدم...5بار خوندم ولی آخرش به هیچ نتیجه ای نرسیدم...روش بیشتر فکر میکنم...
فرهاد
با همش موافقم!!
جمعه 1 مرداد 1389 09:03 بعد از ظهر
راستی چرا ضخیم رو با ز نوشتی؟
فرهاد
مگه چطوریه؟
درسته دیگه!
جمعه 1 مرداد 1389 04:13 بعد از ظهر
چند ثانیه قبل از اینکه ساعت 12 بشه؟ البته زیاد روش فکر نکردم. شبیه مسائل جناییه. قبل از اینکه سوالو کامل بخونم می خواستم بنویسم که : خود ایوانف قاتل است...
هنوز خوب نشدی؟ هر چی هست تموم میشه...
این بخش نظرات یکم قاطی شده... فکر کنم توی پاسخ سوال ششم ما جای اشتباهی نظر دادیم, نه؟
فرهاد
ای چی بگم..
ولی زییاد روش فكر كن.می تونی حلش كنی؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر