تبلیغات
انجمن علمی نجوم و فیزیك - زندانی و نگهبانان

زندانی و نگهبانان

یکشنبه 27 تیر 1389 12:22 بعد از ظهرنویسنده : فرهاد

 

سلام

همونطور كه قول داده بودم مساله ی ششم رو امروز می ذارم.

این مساله هم چند جوابیه و با منطق حل می شه

مثل همیشه می تونید جوابتونو در " جواب های شما " بگید.

جواب خود مساله هم چهارشنبه صبح گذاشته خواهد شد.

و اما خود مساله:

زندانی و نگهبانان

فرض كنید شما در جایی زندانی هستید كه دو در دارد و از هر در یك نگهبان حفاظت می كند.یك نگهبان همیشه دروغ و دیگری همیشه راست می گوید.اما نمی دانید كدامیك ، كدام ویژگی را دارد. شما می توانید سلول خود را از طریق یكی از این دو در ترك كنید . یك در به اعدام و مرگ شما و در دیگر به آزادی و نجات شما منتهی می شود. شما اجازه دارید فقط یك پرسش از یكی از دو نگهبان بپرسید و نه از هر دو.در این صورت چه می كنید؟

 

 

شما باید با پرسش خود بین نگهبانان و در ارتباطی برقرار كنید.( در ضمن همانطور كه گفته شد ، برای این مشكل بیش از یك راه حل وجود دارد)


آخرین ویرایش: یکشنبه 27 تیر 1389 12:42 بعد از ظهر

 
شنبه 2 اردیبهشت 1396 01:29 بعد از ظهر
I just like the valuable information you provide in your articles.
I will bookmark your weblog and check again right here frequently.
I'm somewhat certain I will be informed lots of new stuff proper right here!
Good luck for the following!
دوشنبه 28 فروردین 1396 04:59 قبل از ظهر
I'm curious to find out what blog system you have been utilizing?
I'm experiencing some minor security issues with my latest blog and I'd
like to find something more safe. Do you have any recommendations?
یکشنبه 25 فروردین 1392 02:41 بعد از ظهر
این سوال جواب اخرش چی شد؟
فرهاد
اینجاست:
http://ioup.mihanblog.com/post/62
به دلیل اعمال تغییرات در وبلاگ بعضی پست ها دچار مشکل شده بودند
چهارشنبه 30 تیر 1389 04:02 بعد از ظهر
سلام!!!
آلان ظهر شده ها!!!قرار بود امروز صبح جواب بذاری...
نکنه دچار بوسه ی دیوانه ساز ها شدی؟؟؟یا دوزخی؟؟؟عفریته؟؟؟اژدها؟؟؟جن خونگی؟؟؟
من که از زندگی نا امید شدم
فرهاد
من دچار بوسه ی یه ابلهی بد تر از دیوانه ساز شدم كه خودت می دونی
اینقدر اعصابم از صبح تا حالا خورده
سه شنبه 29 تیر 1389 03:25 بعد از ظهر
منظورتو نفهمیدم...یعنی چی؟ نگهبانه که قرار نیست بگه کدوم در, فقط از روی جوابی که میده من می فهمم از دری که اون ازش نگهبانی می کنه باید برم یا از اون یکی در. جوابم غلطه؟
فرهاد
دقیقا و باید سوال زیركانه تری بپرسی
دوشنبه 28 تیر 1389 09:30 بعد از ظهر
ولش کن فکر کنم منظورت یه چیز دیگه بود من که به هرکی این جوابو گفتم مسخره م کرد.
لطفا زودتر یه راهنمایی بکن... من واقعا چیزی به ذهنم نمی رسه.
فرهاد
گفتم که رابطه برقرار کن.باید به چلش بکشونی
دوشنبه 28 تیر 1389 03:40 بعد از ظهر
از یکیشون می پرسم نگهبان راستگو دم کدوم در ایستاده. اگه گفت در آزادی, ازدر جلوی خودش میرم. اگه گفت در اعدام, از اون یکی میرم.
منظورت همین بود؟ حالا اگه از اول اینو گفته بودم می گفتی چقدر عجله داری دلایل رو بدست بیار.
من جور دیگه ای به ذهنم نمی رسه اگه منظور دیگه ای داشتی... الان فکر میکنم جوابی که دادم کاملا منطقیه گیج کننده نیست. یه راهنمایی برای راههای دیگه ش میشه بکنی؟
فرهاد
خب تو ازر کجا می دونی که نگهبان منظورش کدوم دره.
شاید اشتباه بگه
یکشنبه 27 تیر 1389 03:21 بعد از ظهر
سلام!!!
باید سوال جالبی باشه...من که اصلا نفهمیدم.این خبر دمنتور رو خوندم...اعصابم خیلی ریخت به همولی فکر کنم همین کهlayla گفت درست باشه.
چرا دوباره قالب وبلاگتو عوض کرده؟؟؟باور کن خوب شده بود.
فرهاد
اگه بدونی خبر دمنتور چه باهام كرد.....
روانی شدم......
من می ترسم دیمنتورم ترتیبشو بدن...
این سیو كن با حوصله بخون...
مطمئنم كه می فهمی
یکشنبه 27 تیر 1389 02:27 بعد از ظهر
از یکیشون می پرسم: نگهبان راستگو جلوی کدوم دره؟ اگه بگه دری که آزادت می کنه, دو حالت داره: یا راست گفته پس نگهبان راستگوئه و میشه در جلوی خودش. یا دروغ گفته و نگهبان راستگو جلوی در اعدامه, یعنی اون یکی در, پس دوباره از همون در میرم.
اگه بگه دری که اعدامت می کنن, اگه راستگوئه باشه پس میشه از اون در. اگرم دروغگوئه باشه پس یعنی راستگوئه مال در آزادیه پس باز میشه از اون یکی در.
نمی دونم درسته یا نه... وقتی دوباره خوندمش که ارسالش کنم یکم گیج شدم. ممکنه نگهبانا بتونن یه کاری با سوال من بکنن, مثل کاری که ما با مساله هات می کنیم!
فرهاد
ببین ..... یه جورایی جواب درسته.
همین حالتی كلی تر بگو!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر